- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 14:27
گَرَم بیایی و پرسی چه بردی اندر خاک ز خاک نعره بر آرم که آرزوی تو را... #بیدل_دهلوی
بهار۲ - تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 11:46
و عشق آن کهنه زخمی ست که هیچ معلوم نمی کند زیر پوست نو آورده تا چه عمقی تیر می کشد هنوز
#ایرج_جنتی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:42
هرچه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد.... #ایرج_جنتی
#حامد_بهاروند - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:42
ناگهان آمد و زد، آمد کشت آمد و بُرداو فقط آمده بود از دلِ ما رد بشود.. #حامد_بهاروند + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:11 توسط م |
#امیر_اکبرزاده - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:42
چگونه بگذرد از مرز دوست داشتنتدلی که با تو در این نقطه آشنا شده است #امیر_اکبرزاده + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:17 توسط م |
صائب - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:42
ما از این هستی ده روزه به جان آمده ایموای بر خضر که زندانی عمر ابد است!.. #صائب + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:23 توسط م |
احمد شاملو - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 8:42
تو مثِ مخملِ ابریمثِ بوی علفیمثِ اون ململِ مه نازکی:اون ململِ مهکه رو عطرِ علفا، مثلِ بلاتکلیفیهاج و واج مونده مرددمیونِ موندن و رفتنمیونِ مرگ و حیات....مثِ برفایی تو....تازه آبم که بشن برفا و عُریون بشه کوه...مثِ اون قلهی مغرورِ بلندی که به ابرای سیاهی و به بادای بدی میخندی…من باهارم تو زمین...من ز...
عاطفه طیه - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
بی تو، با تو به ناکجا رفتمبی تو، از تو ببین چه لبریزمدر هوایت بهار می گذرددر هوایت گذشت پاییزمبا خیالت به خواب رفتم تابا خیالت ز خواب برخیزمشب من روز و روز من شیرینشیر را با عسل می آمیزمهم به گوش تو راز می گویمهم برای تو چای می ریزمخالقِ یک خروش خاموشممسخِ یک خلسه ی دل انگیزمگیسو ام را به باد می سپر...
ناشناس - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
من چه می دانم سرانگشتش چه کرددر میان خرمن گیسوی منآنقدر دانَم که این آشفتگیزان سبب افتاده اندر موی من + نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:55 توسط م |
امیر اکبرزاده - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
چگونه بگذرد از مرز دوست داشتنتدلی که با تو در این نقطه آشنا شده است #امیر_اکبرزاده + نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:56 توسط م |
علی اشتری - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
کار دل در تارِ زلفش از پریشانی گذشتره، چنان رفتم که کارم از پشیمانی گذشتماجرای عمرِ ما را گر بخواهی از نخستروز در حیرت به سر شد شب به حیرانی گذشت... #علی_اشتری + نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:57 توسط م |
عبدالجبار کاکایی - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
مثل عشقی که به داد دل تنها نرسدترسم این است که این رود به دریا نرسداین که آویخته از دامنه ی کوه به دشتمی خرامد همه جا غلت زنان تا...، نرسدترسم این است که با خاک بیامیزد و سنگاز زمین کام بگیرد... به من اما، نرسدپشت هر سنگ، درنگی ، پس هر خار، خسیحتم دارم که به همصحبتی ما نرسدماه مایوس شد و موج به دریا
غلامرضا طریقی - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
تو با کدام خزانی که من بهار ندارماگر قرار نداری...... چرا قرار ندارم؟تو با کدام تبر؟ با کدام اره رفیقی؟که من امید رسیدن به برگ و بار ندارمتو با نویدِ دویدن به ایستگاه چه کردی؟که من امید رسیدن به این قطار ندارمچه کرده ای که منِ تیزچنگِ چشم دریدهمیانِ این همه آهو دلِ شکار ندارمچه رفته است که من با هزا
امیر حسین الهیاری - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
هر بار رستم وار بیژن را به مَردیاز چاهِ درد آزاد کردی آفرین عشق!در دشتِ غم هر جا چراغ لاله افروختخاکی به چشم باد کردی، آفرین عشق #امیر_حسین_اللهیاری + نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:2 توسط م |
رهی معیری - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
گر تو رابا ماتعلق نیست ،ما را ، شوق هست ور تو را بی ماصبوری هستما را ، تاب نیست! #رهی_معیری + نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:3 توسط م |
اصغر عظیمی مهر - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 11:57
.کاش مولانا ببیند قهر چشمان تو را....تا نگوید نیست در عالم ز هجران تلخ تر... . #اصغر_عظیمی_مهر + نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:4 توسط م |